خصیصه اول: دوست داشتن زندگی
اولین مشخصه افراد خلاق آن است که همه چیز زندگی را دوست دارند. از انجام بسیاری از کارها ناراحت نمی شوند، وقت خود را با شکوه و شکایت بیهوده تلف نمی کنند، نسبت به امور زندگی احساس هیجان دارند، حس می کنند که به دنیا آمده اند تا رسالتی بزرگ را به انجام برسانند، خود را پوچ و بیهوده نمی دانند، وقت خود را تلف نمی کنند، خواست و توقعشان از زندگی تا حدی است که دستیابی به آن برایشان امکان داشته باشد، گرایشهای دسته جمعی، سینما، کتاب، ورزش، کنسرت، شهرها، مزارع، حیوانات، کوهها و تقریبا همه چیز را دوست دارند، زندگی را دوست دارند، اگر باران ببارد دوست دارند، در راه بندان، مهمانی و یا در تنهایی به سادگی با آنچه که در اطرافشان است، خود را سرگرم می کنند، تظاهر به لذت بردن نمی کنند، هر آنچه را که هست خردمندانه می پذیرند و توانایی غریبی در لذت بردن از واقعیتها را دارند.
از آنها بپرسید چه چیزی را دوست ندارند، پاسخ صادقانه برایشان دشوار است. گل و شل عصبانیشان نمی کند، آن را تماشا می کنند، در آن راه می روند و آن را به عنوان جزئی از زیستن و زنده بودن خودشان می پذیرند
هیچگاه لحظات حال خود را با شکایت و یا با حسرت و آرزوی وضع دیگری نمی گذرانند. البته اگر لازم بود که اوضاع و شرایطی عوض شود، سعی در تغییر آن می کنند و از این تلاش و کوشش لذت می برند. به راستی دوستداران زندگی اند، با تمامی وجود در آن غوطه می خورند و تا حد امکان از آن بهره می برند.
خصیصه دوم: کنجکاوی
دومین مشخصه افراد خلاق این است که کنجکاو هستند. همیشه در خود احساس نارضایتی درونی دارند حتی اگر درجات بالای علمی و هنری داشته باشند. به جستجوی دانستنیهای بیشتر می روند و می خواهند که در هر لحظه از زندگی خود چیزی بیاموزند.
اگر راهی به نتیجه نرسید، یا نتیجه اش مطلوب و پسندیده نبود، به جای افسوس و پشیمانی، از آن صرف نظر می کنند. همیشه تشنه فراگیری بیشترند و هیچوقت باور نمی کنند که محصول ساخته و پرداخته و پایان یافته ای باشند.
اگر به آرایشگاه بروند، سعی دارند اطلاعاتی جامع راجع به آرایشگری بدانند. هرگز احساس تظاهر به برتری نمی کنند و امتیازات خویش را به خاطر تحسین دیگران به نمایش نمی گذارند.
از کودکان، نوجوانان، حیوانات و پرندگان چیزهای زیادی می آموزند. بیشتر یادگیرنده هستند تا یاددهنده. هر شخص، هر شیء و یا هر واقعه ای برای آنان به منزله فرصت و امکانی برای یادگیری بیشتر است.
نسبت به علایق خود پیگیر هستند و منتظر نمی مانند که اخبار و اطلاعات به دستشان برسد، بلکه خود به دنبال آن می روند. از گفتگو با یک کفاش، بقال و مستخدم ساده، واهمه ای ندارند.
نسبت به اینکه از یک دندانپزشک بپرسند، از نهادن دست خود در دهان دیگران در تمام روز چه احساسی دارند و یا از شاعری معنای شعری را جویا شوند، هراس و تردید ندارند.

1 دیدگاه
[…] اول- دوست داشتن زندگی […]